نتایج جستجو برای عبارت :

آهنگ تو میشه که نخوری زر نزنی

اینجا هنوز پاییز است
ساعت 5 ، روز چهارشنبه 11 مهر
تو گریختی
مرا به جلاد مرگ سپردی
و مثله مثله شدنم را از دور به نظاره نشستی
اکنون ماههاست مرده ام
چقدر دستهایم خسته اند
دیگر سنگینی نقاب را تاب نمی آورند
باید من را از آینه ها پنهان می کردم
منِ عاشقِ محکوم به مرگ را
 
امشب هوا  از هميشه کمتر است
چقدر کم شده ام
کمی عاشقم کمی تنها
کمی نگرانم . کمی شیدا
کمی شاکیم کمی آرام
هر شب 
در هجوم شب های بی تویی
خاطره هایت را به ضیافت دعوت می کنم
و از چکاوک
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
لبیک یا امام نقی (ع) ویزیت پزشک در منزل نقد و بررسی بازی ها ronia67 الگوی ِمقاومت vitaming مباحث علوم رفتاری و فرآیندهای ذهنی اخبار تکنولوژی ariabookingbeirjand