نتایج جستجو برای عبارت :

اتوگریدینگ

دیشب وقتی از سرکار اومدم زنگ زد که بیا بریم دور بزنیم.یهو دلم خواست به خودم برسم مث قدیماآرایش کردم و مانتو سیاه جدیده و شال لاکیه رو پوشیدم و لاک زدم . مامان و بابا هم اول قرار بود بیان ولی بعد کنسل شد. طرقبه خیلی ترافیک بود پس رفتیم شاندیز!بعد یهو نظرش عوض شد و گفت شام بریم. گفتم اخه شام داریم خونه! گفت نه دلم خواسته شام بریم. گفتم باشه. گفت ارم. گفتم بزاریم یوقتی که مناسبت داشته باشه. گفت ته! مزش به اینه که بی مناسبت بریم! رفتیم اونجا همکارش

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

درخت نارون Angel nibfevilo Andrea فروش ورق اهن شیروانی رنگی گالوانیزه کرکره ای سیاه میل و میلیمتری گنج کتاب باران یعنی تو برگردی . . . فروش و معرفی انواع قرقاول - زارعی