نتایج جستجو برای عبارت :

انشاعانشاع درباره کوزه درباره

مردی هر روز دو کوزه
بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست. چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای
خانه اش آب می برد.
یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر
خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت.
مرد دو سال تمام همین
کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام
آن خلق شده به طور کامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده
بود که فقط می تواند نصف وظیفه اش را انجام دهد.

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

وبلاگ کسب و کار مواد شوینده گانودرما! Natasha موویفا انجام امور اقامت shabahanggasht455 اسلام،نور الهدی mahanii مرکز نزدیکی به خدا