نتایج جستجو برای عبارت :

اهنگ دختری کوزه

این همه تصادف و اتفاق می‌سوزد. امروز دختري در بار دیدم با موهای که از پشت بسته بود. بعد بدون مقدمه کنارم ایستاد و مرا به شام دعوت کرد. دختري تصادفی که در تقدیر من قرار گرفت. خوب که نگاهش کردم انگاری او را می‌شناختم. کجا!؟ نمی‌دانم. شاید در زندگی قبلیم در کوچه پس کوچه های بِنارس به هم رسیده بودیم و من کوزه آبش را پر کرده بودم. بعد لبخندی بهم زده بودیم با اینکه می‌دانستم کسی در زندگی خود دارد. او را حق خودم می‌دانستم. او کوزه‌اش را گرفت

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

Regina بلاگی از آن خود سازنده میز بیلیارد 09194219634 ماکس مارکت beynolharameynsari مطالب اینترنتی هنر حضور leystarebir diacritivil زیبایی ، دانایی ، نکویی