نتایج جستجو برای عبارت :

ای سری که برنیزه

به نام خداي عشقسلام بریوسف زهرامی خواستم ننویسم امادردم آمد طوری که دلم می خواهدباتمام توانم فریادبزنماين روزهابه تنهاچیزی که فکرکردم فراربودفرارازايرانازخانه امازجايی که بابندبندوجودش آب وخاکش رادوست دارممی خواستم فرارکنم ونبینم که چه برادران، یوسف رابه چاه می اندازندوتهمتش رانصیب گرگ می کنند.به اندازه ی عقل وفهمم به اندازه ی تمام روزهاي تلخ وشیرین زندگی ام می گویمهمانهاکه بیشتردوست شان داری بیشتری سنگ شان رابه سینه می زنی بزرگ
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
risestore دانلود فیلم ایرانی - اخبار سینمای ایران کسب و کار اینترنتی سانگستان آزمون تمهیدی مديريت رسانه فلزکیت فلزیاب معدنیاب حفره یاب 09214702329--09055937256 ordme0016 Tamara یکم بیشتر بمون