نتایج جستجو برای عبارت :

رمان انقضاي عشق پارت 27

با گیجی تی خوردم و لای یکی از چشم هام رو باز کردم. با دیدن فضای
اتاق اینبار کاملا هوشیار شدم و همونطور که تکیه ام رو به بالشت میدادم, با
کنجکاوی همه جا رو زیر نظر گرفتم.
من اینجا چیکار می کردم؟ مگه ما توی جنگل نبودیم؟ اصلا مگه من گم
نشده بودم؟
با نادیده گرفتن سوزش عجیبی که توی سرم و گلوم شروع شده بود, پتو
رو از روی خودم کنار زدم و سعی کردم از جام بلند شم. دستم رو
تکیه گاهم قرار دادم و خواستم از جام بلند شم که صدای پر تحکمی به
گوشم رسید.
- بشین سرج
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
miclimonka هنرستان فنی وحرفه ای دخترانه سمیه آیین نامه دورکاری برای شرکت ها و ادارات دولتی در شهرهای درگیر کرونا شرکت بازسازي ساختمان Kendra Jessie مطالب اینترنتی روشنای انقلاب اسلامی roofs fasdert