نتایج جستجو برای عبارت :

رمان یائویی زوج های حساس قسمت سوم

دلم می گیره ببینم تسلیم شدن رو. دوست دارم دست هامو مشت کنم و به سقف آسمون بکوبم و بگم باید باز کنی درها رو. نمیشه تا ابد این درهارو ببندی و انتظار داشته باشی باز ایمان داشته باشیم. باید یه جایی باشه که عرض اندام کنی و بگی هستی! نمیشه همینجور خشک خشک که ایمان داشت. باید اون لحظه که فکر می کنیم که چیزی بهتر اتفاق نمی افته خودتو نشون بدی و بگی مگه من نیستم! نبودم!یه روزایی فقط میشینی منتظر تا اینجوری بشه. جون نداری دیگه ادامه بدی. دوست دارم یهوتو آخر

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

وکتوری سان کتابخانه عمومی باقرالعلوم (ع) شهر خشت میناکاری اصفهان مطالب اینترنتی Charlotte Karen Brenda آنلاین نیازمندی صنعت ساختمان