نتایج جستجو برای عبارت :

سریال ترکی عشق تجملاتی

کوچک بودم و عقل نداشتم، عقلانیت عشق را در دوست داشتن کوچک بودم دلم میخواست جای همه را بگیرم و جای همه را پرکنم تازه پر گرفته بودم سوخته بودم و عاشق دلم میخواست جای همه چیز من باشم خندیدن خوابیدن راه رفتن در آغوش گرفتن رویا دیدن سر میز صبحانه ناهار شام توی کنفرانس ها پرواز ها حتی جای انگشتانش روی کیبورد  و من که همیشه روبرویش توی تمام کنفرانس ها روی صندلی خودم مینشستم یک صندلی همیشه همراهمش توی جیبش جلوی چشمش اما عشق امانم را بریده بود کودک

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

نیلوفرِ آبی مواد مهندس Shawn بهنام افطاری نکات سفارش طراحی لوگو بازار خرید فروش نخ اکریلیک کجاست؟ gostore spjconet فروش اینترنتی محصولات wahcalanzo