نتایج جستجو برای عبارت :

شعرگردانی ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد آواز نیامد

اوج سال هاي جوانه زدن احساس بزرگی در جسم و جانم (دوران جوانی)کتاب هايی که به میل وتنها می خواندم گاه در خلوتگاه, گاه در گوشه دنج جمع,  به کل در دمادم هرثانیه اززیستنم. ناگاه چراغ تخیل, مرد شعله ورذهنم مرابا خود بردبه ماوراء زمان, چشمانم روی هم رفت و.خود را در جنگلی زیبا یافتم, هراسان به دور و برم نگاهی انداختم, هیچ نبود من بودم در پهناي یک جنگل زیبا.زمزمه اي بی جان به گوشم رسید و رفته رفته تبدیل به فریاد دلخراشی شد که میگفت : بنگر و گوش فرابد
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
پنل اس ام اس ، پنل اس ام اس رايگان برترین تکنولوژی های نوین روز دنیا خوراکي ها و غذاهاي ايراني Helen's blog flatemapin شایان کامپیوتر وبگردی دانلود آهنگ جديد parsaaa66565