نتایج جستجو برای عبارت :

هرجای شهرو میگردم

شهرو
لغت‌نامه دهخدا
شهرو. [ ش َ ] (اِخ ) شهربانو زنی زیبا از کشور ماه آباد (= ماد) بود که شاه موبد شیفته ٔ او گردید و از او درخواست که به ازدواج وی درآید و شهربانویش گرداند. شهرو بپاسخ گفت که مویش بسپیدی گرداییده و از او فرزندان آمده است و چون ویرو» پسری دارد آنگاه شاه با او پیمان کرد که اگر دختری آورد او را به زنی به وی دهد. پس از چند سال شهرو دختری آورد که او را ویس » نامید و به دایه سپرد و این دایه او را با خود به سرزمین خویش خوزان » برد. دایه سرپ

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

سرزمین حکمت toni20 متر لیزری مکعب جادویی مرکز مهندسی رباتیک نام آوران،تهران روبو neugravonor هنرآموزان تربیت بدنی فناوری اطلاعات عاشق تریم... rolenlaba