نتایج جستجو برای عبارت :

کارتون نیکو شمشیر نورانی

دیروز تو تهران میخواستن حکم رو اجرا کنن ، خیلی وحشتناک بودزن رو گذاشته بودن تو چاله و تا سینه زیر خاک بود به شوهرش التماس میکرد که ببخشتش ، اما مرد دستش رو پر از سنگ کرده بودو منتظر دستور قاضی بود و با تمام انزجار نگاهش میکرد و میگفت باید قصاص بشه زن التماسش میکرد ، اما مرد فقط دنبال قصاص بود و فریاد میزد و به زن لگد میزد.کاملا دچار جنون شده بود و میگفت مگه من چیکارت کرده بودم و خودش رو میزد خیلی دردناک بود.ترس در چشمان زن موج میزد و با صدای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

گلبرگ یاس پهنه ی کویر دبیرستان دکتر عارف یزد قیمت آنلاین تجهیزات آ تی بلاگرفا وبلاگ نويس فارسي باغچه پیچک tekliecreatmil ranginelkamane amotors گالري نقره ماه